مرتضى مطهرى
435
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مكانهاى مختلف و زمانهاى مختلف تغيير مىكنند . اين مقدمه را هم بايد عرض كنيم كه در باب اخلاق بالخصوص ، تكيه روى اين مطلب است كه اخلاق را بر پايهء حسن و قبح كه حكم عقل است مبتنى مىكنند ، مىگويند : خُلق خوب آن است كه عقلًا زيبا باشد و در نزد عقل نيك شمرده شود و خلق بد آن است كه در نزد عقل زشت شمرده شود ، و با دلايل و شواهد زياد ثابت مىكنند كه اين حكمهاى عقل كه « فلان خلق نيك است و فلان خلق زشت » يك حكم ثابت يكنواخت متساوى در همه جا نيست . عادات و آداب ملل مختلف را كه مورد مطالعه قرار دادهاند ، ديدهاند در زمان واحد يك چيز در ميان يك قوم و نزد عقول يك قوم ، زيبا و مستحسن و لازم الرعايه شمرده مىشود و همان چيز عيناً در ميان قوم ديگرى يك امر مستقبح و زشت شمرده مىشود ، و يا در زمانى يك چيز در ميان قومى مستحسن شمرده مىشده است و در زمان ديگر مستقبح . بديهى است كه وقتى معيار اخلاق حسن و قبح باشد ، وقتى خود حسن و قبح ( يعنى افكار و تشخيصها ) از اين نظر اختلاف دارد و تغيير مىكند ، طبعاً بايد بگوييم اخلاق هم تغيير مىكند . معيار اخلاق چيست ؟ اين مطلب را بايد بگوييم تا بحث نسبيت هم روشن شود . اساساً در باب معيار فعل اخلاقى كه ملاك اخلاقى بودن يك فعل چيست ، اختلاف نظرهايى هست ، يعنى نظريات مختلفى دربارهء اين معيار بيان شده است . بعضىها معيار اخلاق را اين قرار دادهاند كه هدف از فعل انسان ، غير خودش باشد . در مقابل فعل اخلاقى ، فعل طبيعى است . مىگويند انسان يك فعل طبيعى دارد و يك فعل اخلاقى ، كما اينكه حيوانها همهء فعلهايشان طبيعى است . هر فعلى و هركارى كه غايت و هدف آن خود انسان باشد ، اين يك فعل طبيعى است و اخلاقى نيست ، چه اينكه انسان بخواهد با آن كار جلب نفعى براى خودش كرده باشد و چه بخواهد دفع زيانى از خودش كرده باشد . ولى اگر هدف فعل ، غير شد ، اين فعل مىشود اخلاقى ؛ من كارى بكنم كه هدفم از آن ، رسيدن نفع به يك نفر ديگر يا دفع زيان از يك نفر ديگر است . اين به ظاهر بيان خوبى به نظر مىرسد ، ولى مورد اين اعتراض قرار گرفته است